تبليغاتX
شهر خیالاتِ سبُک
چنانچه مایلید از به روز شدن وبلاگ با خبر شوید، در "خبرنامه"-زیر پیوندها- عضو شوید.

 

- فکر کنم حدود یکی دو هفته است که کانال 2 ، صبح ها حول و خوش ساعت 9داره دوباره سریال"خانه ­سبز" رو نشون می­ده. امروز صبح خونه بودم و نشستم دیدم. یادم می­آد اون موقع که پخش می­شد، من کلاس سوّم راهنمایی بودم. اون موقع هم که می­ذاشتنش، واسه عموم مردم جالب بود. به خصوص این که بعد از تجربه موفّق "همسران" ، می­شد به این یکی هم اعتماد کرد. بگذریم.

 

- امروز که دیدم، هنوز هم تر و تازه بود. یه جوری که وقتی تموم شد، روحم انگار آروم تر بود از قبلش. دست بیژن بیرنگ و مسعود رسام درد نکنه. مدّتی بود که همچین چیزی با همچین روابط طبیعی و پر از احساس تو تلویزیون ندیده بودم.

 

- کلّاً الآن مث اینکه دوره، دوره آمار دادنه. شونصد تا شبکه، اوف تا سریال، رویکرد بدیع به مضامین دینی، افزایشn  درصدی مخاطبان در رمضان امسال و ... زیر سؤال نمی­برم. کلّی هم برتامه خوب داره الآن از تلویزیون پخش می­شه. نمونه اش "دو قدم مانده به صبح"، "مردم ایران سلام"، "بازهم زندگی" و... ولی خدایی اش خیلی بده که 11 سال پیش سریالی ساخته می­شده که توش بابا به پسرش می­گه "قربونت برم" (خسرو شکیبایی به رامبد جوان)، ولی الآن تو اکثر سریال ها، روابط انسانی به کلّی، خالی از صمیمیّت و محبّت و عشق و این چیزاست. 

 

- الآن چند ساله که خفه مون کردن با شیطون و روح و جنّ و اینا. بعدم می­گن که فایده این سریال ها اینه که مردم می­فهمن شیطون هر چقدر هم که قوی باشه، می­تونیم شکستش بدیم. همونجوری که دکتر پژوهان موفّق شد تو همون دو قسمت آخر پوزِ ابلیس و اعوان و انصارشو به خاک بماله. بنا رو هم گذاشتن رو این که لابد از بس همه دارن گیرِ شیطون می­افتن این روزا، خوبه که راه های مقابله با شیطون و آمادگی های دفاعی و فنون مبارزه باهاش رو خوب یاد بگیرن. آقا جون! تو راه خوب زندگی کردن رو به ما یاد بده، ما احتمالاً گیر شیطون نمی­افتیم. والله به خدا امکانات رو بدن به "مرضیه برومند" و "بیژن بیرنگ"، تأثیر بیشتری می­ذاره رو آمار دفعات تقابل مخاطبان با شیطان. آخه وقتی بابا با بچّه اش ، پرستار با دکتر، یارو با رفیقش ... بلد نیستن حرف بزنن، انتظار داری من بتونم با الیاس رابطه برقرار کنم؟ ( اگه گذرتون به این سریال جدید "حاتمی کیا" هم افتاد، یه کمی به بازی های اینا، البتّه غیر از حمید فرّخ نژاد، دقّت کنین. گاهی به قدری ضایع و ابتدایی از آب در اومده که آدم به قضاوتش نسبت به کارای قبلی کارگردان شک می­کنه.)

 

- خلاصه اش این­که، پدرِمن! تو یه کاری بکن که من تو چاه نیفتم به جای اینکه آداب زندگی داخل چاه رو به من یاد بدی.1

 

 

پی نوشت:

1. سوء تفاهم نشه. هم اون خوبه، هم این. دو تاش هم لازمه.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 10:1  توسط مازیار دهقانی  | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 22:20  توسط مازیار دهقانی  |