آن نگار کو؟*
ای دل، به کوی او ز که پرسم که یار کو
در باغِ پُرشکوفه، که پرسد بهارکو
نقش و نگارِ کعبه نه مقصودِ شوقِ ماست
نقشی بلندتر زده ایم، آن نگارکو
جانا، نوای عشقِ خموشانه خوشتر است
آن آشنای ره که بُوَد پرده دار کو
ماندم درین نشیب و شب آمد، خدای را
آن راهبر کجا شد و آن راهوار کو
چنگی به دل نمیزند امشب سرودِ ما
آن خوش ترانه چنگیِ شب زنده دار کو
یک شب چراغِ روی تو روشن شود، ولی
چشمی کنارِ پنجرهی انتظار کو
هـ. ا. سایه، "سیاه مشق"
-چشمی کنار پنجره انتظار-
صفحه 85
*3 بیت از شعر رو به دلخواه خودم حذف کردم.